‏نمایش پست‌ها با برچسب مرگ. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مرگ. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه، مهر ۱۸

::::

بیضه ی سقراط با ما نیست رویاروی مرگ
ورنه جام روزگار از شوکران لبریز شد*


* محصول مشترک من و حسین منزوی. در واقع فقط بیضه ش از من بود.

سه‌شنبه، دی ۱۵

::.

سیصد و
شصت و
پنج

سه‌شنبه، دی ۸

سبزآلود

لعنت به زمونه ای که دیگه توش نمیشه nothing else matters خوند.
لعنت به هر چیز و هر کسی  که "به ت*مم" رو گرفت ازمون.
لعنت به خون، لعنت به سنگ
لعنت به فکر، لعنت به حق
لعنت به من.

پ.ن. تولدت مبارک ولی جات خالی نیس.

سه‌شنبه، دی ۱

یلدا

چه فرقی هس بین ملتی که تو تشییع جنازه ی خمینی دو دستی تو سر خودشون می زدن و اینایی که واسه فوت منتظری؟
چه فرقی هس بین مرگ بر های 57 و مرگ بر های 88؟
چه فرقی هست بین ملت 57 و ملت 88؟
چه فرقی هس بین مسلسل به دستای سه تیغه ی 57 و گوله پشمی های کلت و چماق و اشک آوردار 88؟
چه فرقی هس بین حکومت نظامی های 57 و حکومت نظامی های 88؟
چه فرقی خواهد بود تهش؟

پ.ن. آیة الله منتظری حرف می زد آدم می خندید، ا.ن. هم حرف می زنه آدم می خنده. ولی فرق هس بین این و اون. خدا رحمتش کنه که حق رو با مزه می گف نه دروغ رو؛ که بامزگی حرفاش از سادگی و صداقتش بود نه از وقاحتش.

پ.پ.ن. جناب آقای رهبری! مرجع بزرگ تقلید عالم تشیع! عالم دین!
کدوم منطق فقهی، کدوم توجیه دینیِ اسلامی که نمایندگیش می کنی، کدوم قدرت این حق رو به شما می ده که از رفیع ترین مقام حکومتی این کشور و - بالفرض - از بلندترین جایگاه معنوی این عصر؛ از این سکوهای به هر حال دنیوی، تا عرش اعلا بالا بپری، جای خداوند(ع) بشینی، پاتو بندازی رو پات، دستتوقایم کنی زیرعبات و بعد یه نیم نگاهی بندازی این پایین و یکی مثل آیة الله منتظری رو نه تنها قضاوت، بلکه محکوم کنی به این که "در اواخر دوران حیات مبارک امام راحل امتحانی دشوار و خطیر پیش آمد"ه که توش مردود شده و مستحق عذاب و عقوبت الهیه، تا بعد بزرگوارانه از خداوند واقعی بخوای که "آن را با پوشش مغفرت و رحمت خویش بپوشاند" و "ابتلائات دنیوی" رو هم کفاره ی این خبط* بزرگش در نظر بگیری؟
معظم! سرانجام محتوم پریدن از سکو - هرچقدر بلند - سقوطه. فواره تا عرشم که بالا بره بالاخره پایین میاد. نگا کن چی زیر پاته.

پ.پ.پ.ن. اس.ام.اس های حاوی واژه ی "montazeri" توسط ایرانسل دلیور نمیشه. جدی.
و مفهومی وجود داره تحت عنوان "مث سگ ترسیدن". به هرحال.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* همون خبطی که سر سبز خیلی ها به جرم ارتکابش بر باد رفته به تبر شبه معصومینی که سایه شون به لطف خدا بر سرماست؛ به امر خدایی که شما تعریفش می کنید.

چهارشنبه، مرداد ۱۴

بازی شماره ی 1

با توجه به صحبتایی که این چن وقته بین بچه ها بوده و هر کسی یه جورایی یا تو بلاگش یا تو کامنتاش یه اشاره ای به این قضیه کرده، فک کردم موقعیت مناسبیه واسه این که یه بازی وبلاگی کوچولو شروع کنیم با موضوع خودکشی. هر کی دعوت می شه به این سؤالا جواب میده، 5 نفر دیگه رو هم دعوت می کنه. البته هر کسی مختاره دعوت رو رد کنه، که خب دعوت من طبیعتاً استثناست. خودمم تو پست بعدی جواب سؤالا رو می دم. اینا سؤالاس:

1. با خودکشی موافقی؟ اگه نه چرا؟ اگه آره چرا و تحت چه شرایطی؟
2. اگه مجبور باشی چطوری خودکشی می کنی؟ چقد احتمال می دی موفقیت آمیز باشه؟
3. اگه قرار باشه خودکشی کنی آخرین کاری که قبلش می خوای انجام بدی چیه؟

من ضمن دعوت از سعید، بهار، مندوش، بهروز و کدئین، تمام دوستان رو به جون بچه هاشون قسم می دم که این دفه اولی که دارم بازی راه میندازم رو تو ذوقم نزنن. خب؟

توضیح ضروری اما متأسفانه دیر هنگام برای دوستان وبلاگ ندیده :
این کارو تو پیج خودتون می کنین و در انتهاش 5 نفری رو که می خواین دعوت کنین نام می برین، لینک می کنین و بهشون خبر می دین. اساساً این طوریه که بازی شکل می گیره و می تونه ادامه پیدا کنه و به یه جاهایی برسه. ای خدا! اینا از عوارض اعتیاد به 360 ـه ها. اگه یاهو می دونست چه بلایی سر جوونا آورده...

دوشنبه، دی ۱۶

مرگ

می دونی، وقتی گفتم بکش سیفونو منظورم دقیقاً این نبود.
تو هم با من نبودی یار.