تصمیمات شجاعانه و تلخی هستند که با رنج، درد، خونریزی و تلفات گسترده ای محقق می شن.
اگه پشت این تصمیمات دلایل خیلی خیلی مناسبی وجود نداشته باشه به سادگی تبدیل می شن به حماقت های قهرمانانه ی فاجعه آمیزی که با رنج، درد، خونریزی و تلفات گسترده محقق شدن و نه نتیجه و نه بهاشون برگشت پذیر نیست.
پ.ن.جای نهایت تأسفه که این تصمیمات اغلب باید در شرایطی گرفته بشن که اطمینان در مورد هر مسأله ای تقریباً غیرممکنه.
خواب می دیدم تو یه خیابون باریکم که همه ی کوچه های دو طرفش بن بسته. شبه، بارونه، فقط یه لاین راهه با پیچای ریز و من همین جوری دارم می رونم. هیچ کس پشت سرم نیست، بقیه ی ماشینا همه از روبرو میان، همه شون فوری بهم راه می دن که رد شم و وقتی دارم رد می شم یه جوری نگام می کنن. تموم نمیشه خیابونه...بیدار نمی شم... .