از بحثایی که آخرشون مجبورم حقیقتو قبول کنم متنفرم.
از آدمایی که مجبورت می کنن واقعیتو ببینی هم.
هر کس فقط حق داره حرف خودشو بزنه و بره؛ و حق پیدا کردن یه توجیه مسخره واسه باور احمقانه ای که می خواد داشته باشه رو از دیگری نگیره.
پ.ن. روز زن دوست داشتنی سابق و روز گسترش چندش آور فمینیسم فعلی، تبریک نداره واقعاً، اما حالا که انقد دوس دارید خب مبارک.
پ.پ.ن. زن چندانی باقی نمانده. زن هایی که بلدند زن باشند.
و من صادقانه می ترسم از دنیایی که زن ندارد. دنیایی که زن هایش مردها را دقیق و مو به مو تقلید می کنند اما بویی از هنر زن بودن نبرده اند یا برده اند و به زور فراموشانده اندش و افتخار هم می کنند به قدرت دیوار شکستن و حصار دریدنشان، غافل از این که شکستن و دریدن .... بگذریم. شما که نمی خواهید بفهمید اما من می ترسم از انقراض قریب الوقوع نسل زن ها.
توضیح: پی نوشت آخر پست نارسی است که بنا بود بعدها کامل و منتشر شود اما به مناسبت روز زن به شکل پی نوشت - و ناقص - به دنیا آمد ... و مرد.