نمایش پستها با برچسب سیاست. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب سیاست. نمایش همه پستها
شنبه، آذر ۲۷
شنبه، تیر ۱۹
از جاسوس های کا.گ.ب به عوامل سیا
جناب آقای معترض خارجی منتقد معترضان داخلی!
سلام.
خوبی؟
خواستم عرض کنم خدمتتان که آقا راستش را بخواهید ماها همگی بدیم، از سر تا تهمان، سرانمان از همه بدتر. ترسوییم بد فرم، زیر فشار زرتی کم می آوریم، بعضی هامان می میریم حتی! اعتقادات و باورها و خواستها و این هامان همگی ایراد اساسی دارد. تازه، سوابقمان هم افتضاح است. همه مان قبلاًها یا فالانژ بوده ایم یا فاشیست. ج.مهوری اسلا.می را هم از اول خودمان علم کرده ایم. اصلاً ما همان سه پایه هایی بودیم که از زیر پای مج.اهدین در می رفتیم تا اعدام شوند. همین الآنش هم بدمان می آید از کسی که هموطنش را فدا می کند که وطنش آن شکلی شود که می خواهد. پیش خودمان بماند، باورت نمی شود ولی ما حتی بینمان مسلمان معتقد هم داریم. ما هی بیانیه ی الکی بی فایده می دهیم، موضع منفعلانه می گیریم و وقتی از 10 نفر 5 نفرمان را بازداشت کردند و یکی هم همان جا کشته شد به این نتیجه می رسیم که آن 4 نفر باقی مانده هم کف خیابان به جایی نمی رسند و بهتر است سیبل پینت بال نکنند خودشان را بی خود. به هر حال با این عقبه و این سطح شعور و شجاعت و توان تحلیلی همین ها بر می آید از ما.
حالا نمی خواهم مثل اح.مدی نژ.اد با انتقاد از زیر انتقاد در بروم که شما که آن طرفی و چکمه ی کسی روی گلویت نیست و باتومش بالای سرت و بطری نوشابه اش پشتت و خوب و درست فکر می کنی و از زاویه ی دیدی بالاتر خطاهای همه را می بینی چه می کنی و چه کرده ای ها! اما دوست دارم بدانم چرا نمی گویی چه کنیم. چرا نمی کنی خودت آن کار را؟ چرا توضیح نمی دهی به غیر از کوبیدن خودی ها و تمرین پذیرش انتقادات شما چه چیزهای دیگری لازم و درست است؟ چرا نمی گویی فایده ی پیشی گرفتن از کی.هان چیست؟ فایده ی این که تنها عملمان عکس العمل های غر آلود و طعنه آمیز به علمدارانمان باشد چیست؟ هان؟
قربان تو.
یک سبزالهی کوچک مغز داخل نشین
پ.ن. سلام به شادی صدر هم برسانید لطفاً.
شنبه، خرداد ۲۲
روزی که انقلاب به گاف رفت
یک سال پیش در چنین شبی ناگهان پرده برانداختند و مردم از فرداش به خیابان ها ریختند که "یعنی چه؟"، و این سؤال همچنان به قوت خود باقیست..
پ.ن. در حالی که بر خلاف انتظارات چیز جذابی پشت پرده نبود.
پ.پ.ن. نه خیر آقاجان. اصلاً هم خنده ندارد. خیلی هم بی مزه ست. مگر چیز خنده داری بود پارسال که حالا بخندی بهش؟ برو به جاهای دیگرت بخند.
شنبه، اسفند ۲۹
89
ضمن تبریک فرارسیدن نوروز باستانی و آغاز سال نو، از همین جا برای مردم اقصی نقاط جهان آرزوی سالی سرشار از ظلم، خفقان، ترس، زورگویی، دروغ، تقلب، باتوم، اشک آور، گلوله ی رنگی، حقیقی، ساچمه ای، توهین، تجاوز، نوشابه، پرونده سازی، تهمت، دستگیری، اعتراف، دانشجوی ستاره دار، توقیف، پارازیت، فیلتر، زندان، وثیقه، تبعید، اعدام، حراست، بسیج، پلیس ضدشورش، سپاه، لباس شخصی، شورای نگهبان، انواع احمد های جنتی، خاتمی و "نژاد" های دیگر این گونه، صدا وسیمای ج.ا.، کیهان، فصل الخطاب، جان ناقص و در یک کلام دیکتاتوری را دارم.
توضیح: بله، ما به قاعده ی "دیگی که واسه من نجوشه می خوام سر سگ توش بجوشه" معتقدیم.
توضیح تکمیلی: بله، ما همچنین معتقدیم که این دیگ لااقل حالا حالاها برای ما نخواهد جوشید.
Labels:
افتخارات ملی,
دولت خدمتگزار,
سیاست,
صدا و سیماییزم,
کلاً,
موفقیت
دوشنبه، اسفند ۱۰
چهارشنبه، آذر ۱۸
آمریکا، اسرائیل، روسیه، چین، انگلیس، منافق، ضد ولایت فقیه، بسیجی، دیکتاتور، ...
"مرگ بر" حیا کن / کشورمو رها کن
پ.ن.
تا وقتی یکی باید بمیره تا ما به اهدافمون برسیم
تا وقتی یکی باید بمیره تا ما به اهدافمون برسیم
یا تا وقتی هدفمون اینه که یکی بمیره
و خلاصه تا احمدی نژاده
هر روز همین بساطه.
سهشنبه، آذر ۱۷
آرتروز
دیروز گردن کلفت کردید
امروز گردن کلفتی
فردا
بی شک از آن ماست.
پ.ن. که گردن کلفت کنیم و گردن کلفتی
یا گردن بزنیم گردن کلفتان را؟
نمی دانم. شاید هر دو.
کاش هیچ کدام.
پ.ن.1.فرضیه ای هست که بیان می کند که دیروز و امروز وفردا
به هرحال ما را جز گردنی از مو باریکتر نصیب نیست.
ترجیح می دهیم باور نکنیم.
پ.ن.2. تفاوت چندانی حاصل نخواهد شد اگر عوض کنیم جای زرافه ها و کرگدن ها را.
کاش می شد همه با هم قاطرهایی باشیم با گردن های نرمال.
پ.ن.تکمیلی. نمی دانم چرا "افسارهای فری سایز" در ذهنم از این جمله ی آخر جدا نمی شود.
جمعه، مهر ۱۰
پنجشنبه، مهر ۲
ا.ن 2
PResident Evil
پ.ن. در آستانه ی سخنرانی در صحن عمومی سازمان ملل این پست رو جبرئیل شخصاً بر من نازل کرد. وقتی هم داشتم پابلیشش می کردم نورانی شده بودم. خودم که نمی دیدم اما پشه ها از دور لامپ اومده بودن جمع شده بودن دور من. جدی.
پ.ن.1. با قطع جی.پی.آر.اس ایرانسل - که خدا نگهدار خونواده ش باشه - ارتباطم با توییتر قطع و دچار معلولیت 70% سایبری شدم.
یکشنبه، شهریور ۱۵
Retroevolotion
1. تصور فاشیستی از زندگی، تصوری مذهبی است که بر طبق آن، آدمی در چارچوب مناسبات دائمی خود با قانونی عالی تر و در عین برخورداری از موهبت اراده ای عینی لحاظ می شود که از اراده ی فردی در می گذرد و بالاتر می رود و او را به پایگاه عضویت آگاهانه در جامعه ای معنوی و روحانی ارتقا می دهد.
نظام فاشیستی چون ضد فردگرایی است اهمیت دولت را مورد تأکید قرار می دهد که نماینده ی خودآگاهی و کلیت انسان به عنوان موجودی تاریخی است و فرد را تا جایی قبول دارد که منافعش با منافع دولت منطبق باشد.
لیبرالیسم به نام فرد منکر دولت بود. فاشیسم حکم می کند به وجود حقوق دولت به عنوان مظهر جوهر حقیقی فرد. باید پدیرفت که فاشیسم مظهر آزادی است و یگانه آزادی ای که داشتنش ارزش دارد، یعنی آزادی دولت و آزادی فرد در درون دولت. تصور فاشیستی از دولت همه چیز را در بر می گیرد و خارج از آن نه هیچ ارزش انسانی یا معنوی ممکن است وجود داشته باشد و نه – به طریق اولی – دارای قدر و قیمتی است.
دولت نه تنها مظهر مرجعیت است و بر اراده های فردی فرمان می راند و به آن ها شکل قانونی می دهد، بلکه همچنین قدرتی است که اراده ی خویش را بیرون از مرزهایش به منصه ی ظهور می رساند و دیگران را وادار به احترام به آن می کند. این امر مستلزم سازماندهی و گسترش طلبی - اگر نه بالفعل، به هر حال- به طور بالقوه است.
هدف فاشیسم نه تنها قالب گیری مجدد صورت های مختلف زندگی، بلکه همچنین شکل دادن به محتوای زندگی و به انسان و به شخصیت و ایمان اوست. بدین منظور فاشیسم انضباط جاری می کند و مرجعیت و اقتدار خویش را به کار می گیرد و در ذهن ها داخل می شود و بی چون و چرا فرمان می راند و به این جهت بوده که وحدت و استحکام و عدالت را شعار خود قرار داده است.
نظام فاشیستی چون ضد فردگرایی است اهمیت دولت را مورد تأکید قرار می دهد که نماینده ی خودآگاهی و کلیت انسان به عنوان موجودی تاریخی است و فرد را تا جایی قبول دارد که منافعش با منافع دولت منطبق باشد.
لیبرالیسم به نام فرد منکر دولت بود. فاشیسم حکم می کند به وجود حقوق دولت به عنوان مظهر جوهر حقیقی فرد. باید پدیرفت که فاشیسم مظهر آزادی است و یگانه آزادی ای که داشتنش ارزش دارد، یعنی آزادی دولت و آزادی فرد در درون دولت. تصور فاشیستی از دولت همه چیز را در بر می گیرد و خارج از آن نه هیچ ارزش انسانی یا معنوی ممکن است وجود داشته باشد و نه – به طریق اولی – دارای قدر و قیمتی است.
دولت نه تنها مظهر مرجعیت است و بر اراده های فردی فرمان می راند و به آن ها شکل قانونی می دهد، بلکه همچنین قدرتی است که اراده ی خویش را بیرون از مرزهایش به منصه ی ظهور می رساند و دیگران را وادار به احترام به آن می کند. این امر مستلزم سازماندهی و گسترش طلبی - اگر نه بالفعل، به هر حال- به طور بالقوه است.
هدف فاشیسم نه تنها قالب گیری مجدد صورت های مختلف زندگی، بلکه همچنین شکل دادن به محتوای زندگی و به انسان و به شخصیت و ایمان اوست. بدین منظور فاشیسم انضباط جاری می کند و مرجعیت و اقتدار خویش را به کار می گیرد و در ذهن ها داخل می شود و بی چون و چرا فرمان می راند و به این جهت بوده که وحدت و استحکام و عدالت را شعار خود قرار داده است.
بنیتو موسولینی
عزت الله فولادوند، خرد در سیاست، طرح نو، 234و235
2. فاشیسم جنبشی روحانی و رمانتیک است. دلتنگی برای گذشته ی از دست رفته و ترس از جهان جدید هسته ی سخت این ایدئولوژی را تشکیل می دهد. فاشیسم واکنش طبقه ی ماقبل سرمایه داری در مقابل اندیشه ی تجدد و نظام اجتماعی مدرن است. فاشیسم نفس آخر گروه های متنفذ محافظه کار سنتی است. واکنش آنان تلاش در جهت چیره شدن بر کل جامعه، نابودی فردیت، انحلال جامعه در دولت و یکی کردن دولت و پیشواست. خشونت و سلطه لباس حقانیت بر تن می کنند، پیشوا مظهر حقیقت می شود و فرهنگ را به تبلیغات تقلیل می دهد. ایدئولوژی فاشیستی امنیت در دامن جامعه ی همبسته و رهبری خطاناپذیر را به افراد وعده می دهد.
2. فاشیسم جنبشی روحانی و رمانتیک است. دلتنگی برای گذشته ی از دست رفته و ترس از جهان جدید هسته ی سخت این ایدئولوژی را تشکیل می دهد. فاشیسم واکنش طبقه ی ماقبل سرمایه داری در مقابل اندیشه ی تجدد و نظام اجتماعی مدرن است. فاشیسم نفس آخر گروه های متنفذ محافظه کار سنتی است. واکنش آنان تلاش در جهت چیره شدن بر کل جامعه، نابودی فردیت، انحلال جامعه در دولت و یکی کردن دولت و پیشواست. خشونت و سلطه لباس حقانیت بر تن می کنند، پیشوا مظهر حقیقت می شود و فرهنگ را به تبلیغات تقلیل می دهد. ایدئولوژی فاشیستی امنیت در دامن جامعه ی همبسته و رهبری خطاناپذیر را به افراد وعده می دهد.
تلقی فاشیستی از دین و حکومت، اکبر گنجی، ص 8
3. فاشیسم کوشش در جهت خلقی و مردمی کردن ارتجاع و محافظه کاری بود ولی البته بر اثر این جریان، محافظه کاری پیوند بنیادی خود با آزادی را از دست داد.
با سلطه ی فاشیسم مفهوم حاکمیت قانون ناپدید می گردد. دیدگاه و جهان بینی فاشیسم نه تنها سلسله مراتب قدرت، انضباط و اطاعت را گریزناپذیر می داند بلکه آن ها را ارزش های ذاتی قلمداد می کند. مفهوم رمانتیک برادری مرسوم در فاشیسم این ویژگی ها را جبران نمی کند زیرا برادری فاشیستی برادری در تسلیم است. ویژگی فاشیسم تأکید بر خشونت است که از حد معقول اهمیت خشونت در سیاست در می گذرد.
با سلطه ی فاشیسم مفهوم حاکمیت قانون ناپدید می گردد. دیدگاه و جهان بینی فاشیسم نه تنها سلسله مراتب قدرت، انضباط و اطاعت را گریزناپذیر می داند بلکه آن ها را ارزش های ذاتی قلمداد می کند. مفهوم رمانتیک برادری مرسوم در فاشیسم این ویژگی ها را جبران نمی کند زیرا برادری فاشیستی برادری در تسلیم است. ویژگی فاشیسم تأکید بر خشونت است که از حد معقول اهمیت خشونت در سیاست در می گذرد.
برینگتون مور، ریشه های اجتماعی دیکتاتوری و دموکراسی، ترجمه ی حسین بشیریه، مرکز نشر دانشگاهی، ص 31 و 35 و 36
4. در ساخت سیاسی اقتدارطلبانه، جامعه ی مدنی تا حدودی وجود دارد و به منافع افراد سامان می بخشد ولی ارتباط ساخت سیاسی و جامعه ی مدنی بسته است. ایدئولوژی سیاسی دولت اقتدارگرا، توتالیتر و همه گیر نیست و بخش هایی از حیات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و فکری را آزاد می گذارد. عدم انسجام و انعطاف پذیری ایدئولوژی، تناوب سیاست های سرکوب گرایانه و تساهل گرایانه، وجود برخی گروه ها و نهاد های جامعه ی مدنی و ... مانع سرکوب کامل و از میان برداشتن نهاد های مستقل می گردد. دولت های پوپولیستی یا کورپوراتیست از بالای سر جامعه ی مدنی عبور کرده و به توده ها پل می زنند و آنان را مستقیماً بسیج و به عرصه ی سیاست می کشانند.
4. در ساخت سیاسی اقتدارطلبانه، جامعه ی مدنی تا حدودی وجود دارد و به منافع افراد سامان می بخشد ولی ارتباط ساخت سیاسی و جامعه ی مدنی بسته است. ایدئولوژی سیاسی دولت اقتدارگرا، توتالیتر و همه گیر نیست و بخش هایی از حیات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و فکری را آزاد می گذارد. عدم انسجام و انعطاف پذیری ایدئولوژی، تناوب سیاست های سرکوب گرایانه و تساهل گرایانه، وجود برخی گروه ها و نهاد های جامعه ی مدنی و ... مانع سرکوب کامل و از میان برداشتن نهاد های مستقل می گردد. دولت های پوپولیستی یا کورپوراتیست از بالای سر جامعه ی مدنی عبور کرده و به توده ها پل می زنند و آنان را مستقیماً بسیج و به عرصه ی سیاست می کشانند.
تلقی فاشیستی از دین و حکومت، اکبر گنجی، ص 11
Labels:
استخراج,
افتخارات ملی,
دولت خدمتگزار,
سیاست,
عقیدتی سیاسی
ریشه در گل
1. هرچند فلسفه ی سیاسی در این دیار به وجود نیامد اما پس از مشروطیت، مفاهیم فلسفه ی سیاسی مغرب زمین از طریق ایدئولوژی های اجتماعی آنان وارد این مرزو بوم شد و حوزه ی تفکر دینی ما را دچار قبض و بسط ساخت. شناخت عالمان دینی ما از این مفاهیم شناختی اجمالی و آن هم بدون آگاهی از مبانی و ریشه های معرفت شناختی آن ها بود. اما جبرهای اجتماعی– سیاسی و طوفان سهمگینی که در پیش بود آن ها را واداشت تا به موضع گیری سیاسی– دینی بپردازند. اینان یا باید همچون شیخ فضل الله نوری به طرد اندیشه های مدرن می پرداختند و یا اینکه اگر گریزی از قبول اندیشه های مدرن نداشتند می بایست معرفت دینی خود را از نو به گونه ای سامان می بخشیدند که با این اندیشه ها تعارضی نداشته باشد، حال آن که اقدام در این زمینه بدون اطلاع عمیق از مبانی معرفت شناختی، انسان شناختی و جهان شناختی تفکر نوین ضرورتاً به اغتشاش در تفکر منجر می شد که شد.
تلقی فاشیستی از دین و حکومت، اکبر گنجی، ص 36
2. ما مشروطیت را خودمان که ندیده بودیم؛ و آن هایی که ممالک مشروطه را دیده به ما گفتند مشروطیت موجب امنیت و آبادی مملکت است و ما هم شوق و عشقی حاصل نموده تا ترتیب مشروطیت را در این مملکت برقرار نمودیم.
سید محمد طباطبایی
فریدون آدمیت، ایدئولوژی مشروطیت ایران، پیام، ج 1، ص 246
فریدون آدمیت، ایدئولوژی مشروطیت ایران، پیام، ج 1، ص 246
3. بر هر فرد کالشمس فی رابعة النهار روشن و مبرهن است که وظیفه ی شرعی و عقلی و تکلیف دینی و دنیوی قاطبه ی علما، حفظ شوکت و استقلال دولت و وقایه ی حدود مقدس شریعت است و حصول آن جز در سایه ی معدلت سلطنت و دولت اسلامی که امروز اریکه ی جلالت آن مزین به ذات اقدس همایونی است ممکن نیست. پس دعاگویان را تمکین از مقام سلطنت وظیفه ی شرعی و تکلیف دینی است.
و فذلکه الکلام و حاصل المرام این است که به شبهه و ریبی نماند که قانون مشروطه با دین اسلام حضرت خیرالانام و علیه الاف التحیه و السلام منافی است و ممکن نیست که مملکت اسلامی در تحت قانون مشروطگی بیاید مگر به رفع ید از اسلام. پس اگر کسی از مسلمین سعی در این باب نماید که ما مسلمانان مشروطه شویم این سعی و اقدام در اضمحلال دین است و چنین آدمی مرتد است و احکام اربعه مرتد بر او جاری است؛ هرکه باشد از عارف یا عامی از اولی الشوکة یا ضعیف.
شیخ فضل الله نوری
محمد ترکمان، شیخ فضل الله نوری، مؤسسه ی خدمات فرهنگی، ج1، ص 132
4. کلمه ی قبیحه ی آزادی به ظاهر خیلی خوش نماست و خوب، و در باطن سراپا نقص است و عیوب. این مسأله بر خلاف جمیع اقلام و رسل و اوصیا و جمیع سلاطین عظام و حکام والامقام است. بر خلاف مقاصد و انتظام دولت و سلطنت است که هر کس هرچه بخواهد بگوید و بگوید آزادی است و شخص اول مملکت همه را آزاد کرده است و در معنی به حالت وحوش برگردانیده. معلوم است نفوس بالطبع در طبیعت شیطانی، مایل به هوس و هوس اند.
محمد ترکمان، شیخ فضل الله نوری، مؤسسه ی خدمات فرهنگی، ج1، ص 132
4. کلمه ی قبیحه ی آزادی به ظاهر خیلی خوش نماست و خوب، و در باطن سراپا نقص است و عیوب. این مسأله بر خلاف جمیع اقلام و رسل و اوصیا و جمیع سلاطین عظام و حکام والامقام است. بر خلاف مقاصد و انتظام دولت و سلطنت است که هر کس هرچه بخواهد بگوید و بگوید آزادی است و شخص اول مملکت همه را آزاد کرده است و در معنی به حالت وحوش برگردانیده. معلوم است نفوس بالطبع در طبیعت شیطانی، مایل به هوس و هوس اند.
نامه ی حاج ملاعلی کنی به شاه
فریدون آدمیت، اندیشه ی ترقی و حکومت قانون در عصر سپهسالار، ص 21
فریدون آدمیت، اندیشه ی ترقی و حکومت قانون در عصر سپهسالار، ص 21
5. ای برادر عزیز! اگر مقصودشان اجرای قانون الهی بود و فایده ی مشروطیت حفظ احکام اسلامیه بود چرا خواستند اساس او را بر مساوات و حریت قرار دهند که هر یک از این دو اصل موذی خراب نماینده ی رکن قویم قانون الهی است، زیرا قوام اسلام به عبودیت است نه به آزادی و بنای احکام آن به تفریق و جمع مختلفات است نه به مساوات.
ای برادر عزیز! مگر نمی دانی که آزادی قلم و زبان از جهات کثیره منافی با قانون الهی است؟ ... بنای قرآن بر آزاد نبودن قلم و لسان است.
شیخ فضل الله نوری، جلد 1، ص 59
6. این مجلس مشروطه است. هرکس عقیده اش مخالف قانون اساسی و طرفدار جمهوری است باید چشمش کور از در برود بیرون.
6. این مجلس مشروطه است. هرکس عقیده اش مخالف قانون اساسی و طرفدار جمهوری است باید چشمش کور از در برود بیرون.
سید حسن مدرس
نطق ها و مکتوبات سید حسن مدرس، انتشارات ابوذر، ج 2، ص 183
7.
- آیا عقیده دارید که دکتر مصدق برای برقراری رژیم جمهوری فعالیت می کرد؟
- آری برای برقراری جمهوری می کوشید. مصدق 4 ماه قبل می خواست شاه را از ایران اخراج نماید ولی من نامه ای به شاه نوشته و از او خواستم که از مسافرت خودداری نماید و شاه هم موقتاً از فکر مسافرت منصرف شد. یک هفته قبل مصدق شاه را مجبور کرد ایران را ترک نماید اما شاه با عزت و محبوبیت روز بعد بازگشت. در اینجا ملت شاه را دوست دارد و رژیم جمهوری مناسب ایران نیست.
- به نظر شما بزرگترین اشتباه مصدق کدام است؟
- پایمال کردن قانون اساسی با عدم اطاعت اوامر شاه
- چه مجازاتی را برای او مناسب می دانید؟
- طبق شرع شریف اسلامی مجازات کسی که در فرماندهی و نمایندگی کشورش در جهاد خیانت کند مرگ است.
آیت الله کاشانی در مصاحبه با روزنامه ی المهدی پس از کودتای 28 مرداد
آیت الله کاشانی، محمد دهنوی، انتشارات چاپ پخش، ج 4، صص 28 و 34 و 35
8. ولی فقیه باید چند نفر را به عنوان رئیس جمهور معرفی نماید تا ملت هم با کمال آزادی به یکی از آن ها رأی دهند پس آن کسی که رأی اکثریت را آورد مورد تأیید فقیه هم هست، حکومتش هم حکومت شرعی و لازم الاجرا. اگر این کار را نکنید حکومت، حکومت اسلامی نیست؛ جمهوری هست اما جمهوری اسلامی نیست.
اگر یک رئیس جمهور تمام ملت هم به او رأی بدهند ولی فقیه و مجتهد روی ریاست جمهوری او صحه نگذارند این برای بنده هیچ ضمانت اجرایی ندارد و از آن حکومت های جابرانه ای می شود که بر طبق آن عمل نخواهند کرد و آن تضادی که همیشه بین حکومت ظلمیه و حکومت شرعی بوده برقرار خواهد بود.
فرد اصلی مسئول و مکلف در حکومت اسلامی همان امام و حاکم است و قوای سه گانه با همه ی تشکیلات خود دست و بازوان وی محسوب می گردد. پس ضرورتاً باید انتخاب اعضای مجلس شورا به دست حاکم و به انتخاب وی باشد تا کسانی که بتواننند در عمل به وظایف رهبری وی را یاری دهند انتخاب کند. اگر امکان داشته باشد که انتخاب نمایندگان مردم به مردم واگذار شود و قوه ی تشریعیه نشأت گرفته از اختیار و نظر مردم باشد بهتر است اما امام عادل اگر مشاهده کند که مردم آمادگی انتخاب نماینده ندارند و یا اینکه از رشد و آگاهی سیاسی برای انتخاب افراد شایسته برخوردار نیستند در این صورت وی که علم و عدالت و مدیریتش محرز گردیده می تواند شخصاً نمایندگان را مشخص کند.
آیت الله کاشانی، محمد دهنوی، انتشارات چاپ پخش، ج 4، صص 28 و 34 و 35
8. ولی فقیه باید چند نفر را به عنوان رئیس جمهور معرفی نماید تا ملت هم با کمال آزادی به یکی از آن ها رأی دهند پس آن کسی که رأی اکثریت را آورد مورد تأیید فقیه هم هست، حکومتش هم حکومت شرعی و لازم الاجرا. اگر این کار را نکنید حکومت، حکومت اسلامی نیست؛ جمهوری هست اما جمهوری اسلامی نیست.
اگر یک رئیس جمهور تمام ملت هم به او رأی بدهند ولی فقیه و مجتهد روی ریاست جمهوری او صحه نگذارند این برای بنده هیچ ضمانت اجرایی ندارد و از آن حکومت های جابرانه ای می شود که بر طبق آن عمل نخواهند کرد و آن تضادی که همیشه بین حکومت ظلمیه و حکومت شرعی بوده برقرار خواهد بود.
فرد اصلی مسئول و مکلف در حکومت اسلامی همان امام و حاکم است و قوای سه گانه با همه ی تشکیلات خود دست و بازوان وی محسوب می گردد. پس ضرورتاً باید انتخاب اعضای مجلس شورا به دست حاکم و به انتخاب وی باشد تا کسانی که بتواننند در عمل به وظایف رهبری وی را یاری دهند انتخاب کند. اگر امکان داشته باشد که انتخاب نمایندگان مردم به مردم واگذار شود و قوه ی تشریعیه نشأت گرفته از اختیار و نظر مردم باشد بهتر است اما امام عادل اگر مشاهده کند که مردم آمادگی انتخاب نماینده ندارند و یا اینکه از رشد و آگاهی سیاسی برای انتخاب افراد شایسته برخوردار نیستند در این صورت وی که علم و عدالت و مدیریتش محرز گردیده می تواند شخصاً نمایندگان را مشخص کند.
مبانی فقهی حکومت اسلامی، آیت الله العظمی منتظری، ج 3، ص 123
9. عده ای در استدلال های خود برای این که پشتوانه ای برای نظریات سیاسی استبدادمآبانه ی خود پیدا کنند به مسأله ی خدا چسبیدند و مدعی شدند که حکمران در مقابل مردم مسئول نیست بلکه او فقط در برابر خدا مسئول است ولی مردم در مقابل حکمران مسئول اند و وظیفه دارند. نوعی پیوند تصنعی میان اعتقاد به خدا از یک طرف و سلب حقوق سیاسی و تثبیت حکومت های استبدادی از طرف دیگر برقرار کردند. طبعاً نوعی ارتباط مثبت میان دموکراسی و حقوق مردم بر مردم و بی خدایی فرض شد. چنین فرض شد که یا باید خدا را بپذیریم و حق حکومت را از طرف او تفویض شده به افراد معینی که هیچ نوع امتیاز روشن ندارند تلقی کنیم و یا خدا را نفی کنیم تا بتوانیم خود را ذی حق بدانیم.
از نظر روانشناسی مذهبی یکی از موجبات عقبگرد مذهبی این است که اولیای مذهب میان مذهب و یک نیاز طبیعی تضاد برقرار کنند، مخصوصاً هنگامی که آن نیاز در سطح افکار عمومی ظاهر شود.
9. عده ای در استدلال های خود برای این که پشتوانه ای برای نظریات سیاسی استبدادمآبانه ی خود پیدا کنند به مسأله ی خدا چسبیدند و مدعی شدند که حکمران در مقابل مردم مسئول نیست بلکه او فقط در برابر خدا مسئول است ولی مردم در مقابل حکمران مسئول اند و وظیفه دارند. نوعی پیوند تصنعی میان اعتقاد به خدا از یک طرف و سلب حقوق سیاسی و تثبیت حکومت های استبدادی از طرف دیگر برقرار کردند. طبعاً نوعی ارتباط مثبت میان دموکراسی و حقوق مردم بر مردم و بی خدایی فرض شد. چنین فرض شد که یا باید خدا را بپذیریم و حق حکومت را از طرف او تفویض شده به افراد معینی که هیچ نوع امتیاز روشن ندارند تلقی کنیم و یا خدا را نفی کنیم تا بتوانیم خود را ذی حق بدانیم.
از نظر روانشناسی مذهبی یکی از موجبات عقبگرد مذهبی این است که اولیای مذهب میان مذهب و یک نیاز طبیعی تضاد برقرار کنند، مخصوصاً هنگامی که آن نیاز در سطح افکار عمومی ظاهر شود.
علل گرایش به مادیگری، مرتضی مطهری، صص 104 و 105
و
سیری در نهج البلاغه، مرتضی مطهری، صص 119 و 120
و
سیری در نهج البلاغه، مرتضی مطهری، صص 119 و 120
پ.ن. من تو این ماه مبارک کلی فعل قبیح نسبت به خودم مرتکب شدم که یه چیز درس درمون از این پست و بعدیش در بیارم. تازه الآن که کپی پیستش می کنم می فهم چه چیزایی خوردم! خلاصه همینه که هس.
دوشنبه، شهریور ۹
انقلاب فرهنگی 2
با توجه به فرمایشات اخیر مقام معظم رهبری خدا به دانشگاه و دانشگاهیان رحم کنه فقط...
پ.ن. این جدیداً چقد حرف می زنه. نکنه همیشه همین قد حرف می زد ما توجه نمی کردیم؟
پ.ن.2. احمدی نژادم که داره می گه تقلب اسم رمز آشوب بود. مگه اینم بازداشتگاه بوده؟!
پ.ن. این جدیداً چقد حرف می زنه. نکنه همیشه همین قد حرف می زد ما توجه نمی کردیم؟
پ.ن.2. احمدی نژادم که داره می گه تقلب اسم رمز آشوب بود. مگه اینم بازداشتگاه بوده؟!
شنبه، شهریور ۷
مار در آستین سایبر
این فیس بوک که ابطحی از تو زندان توش فعالیت می کنه همونیه که تو دادخواست دو-سه هفته پیش آلت دست دشمن معرفی شده بود دیگه؟ تازگی تغییر کاربری داده؟
Labels:
افتخارات ملی,
دولت خدمتگزار,
سیاست,
صدا و سیماییزم
شنبه، مرداد ۱۰
اعترافات
خبرنگار: هر کسی که این اظهارات شما رو می شنوه کف می کنه. آیا این تغییر مواضع تحت شرایط زندان ایجاد شده؟
عطریانفر: نه، شرایط زندان با زندگی روزمره تفاوتی نداشت. فقط محیط زندان فرصت جمع بندی و شرایط پاسخگویی در برابر خداوند رو برامون ایجاد کرد.
ابطحی: اصلاً تغییر موضع هم نبوده حتی. ما نظرمون همین بود فقط جرأت گفتنش رو نداشتیم که تو زندان این شجاعت رو به دست آوردیم.
نفس سؤال در وهله ی اول و محتوای پاسخ ها نگارنده را از هر گونه تحریف یا توضیح در راستای افزودن طنز به ماجرا بی نیاز می کند.
عطریانفر: نه، شرایط زندان با زندگی روزمره تفاوتی نداشت. فقط محیط زندان فرصت جمع بندی و شرایط پاسخگویی در برابر خداوند رو برامون ایجاد کرد.
ابطحی: اصلاً تغییر موضع هم نبوده حتی. ما نظرمون همین بود فقط جرأت گفتنش رو نداشتیم که تو زندان این شجاعت رو به دست آوردیم.
نفس سؤال در وهله ی اول و محتوای پاسخ ها نگارنده را از هر گونه تحریف یا توضیح در راستای افزودن طنز به ماجرا بی نیاز می کند.
Labels:
افتخارات ملی,
دولت خدمتگزار,
سیاست,
صدا و سیماییزم,
نشانه های تمدن
شنبه، تیر ۲۷
پیروزی
و همچنان با شتاب فزاینده ای پیش می رود این شکاف درون جامعه.
تا کی جر بدهد خشتک مملکت را کلاً.
این طور که از اوضاع بر می آید بعد از جر خوردن هم -دست در دست دوستان عزیزمان در جناح های مخالف- پرچمش خواهیم کرد به امید حق تعالی.
پ.ن. هرچه که رهبر ماست، هدیه ی ملت ماست.
تا کی جر بدهد خشتک مملکت را کلاً.
این طور که از اوضاع بر می آید بعد از جر خوردن هم -دست در دست دوستان عزیزمان در جناح های مخالف- پرچمش خواهیم کرد به امید حق تعالی.
پ.ن. هرچه که رهبر ماست، هدیه ی ملت ماست.
پنجشنبه، تیر ۲۵
پرچم ایران مرا...
میگه: مگه اینا خودشون امام جمعه رو تعیین نمی کنن؟
می گه: چرا.
می پرسه: پس واسه چی رفسنجانیو گذاشتن؟
می گه: موندن توش. نمی دونن چی کار کنن دیگه. می گه: اینا الآن مث آدمی ان که جلو ملت ریده تو تنبونش. نه می تونن بکشن پایین، نه می تونن باش راه برن.
بریده ای از مکالمه ی امشب والدین محترم.
پ.ن. امیدوارم واقعاً همینی باشه که بابا می گه که اگه نباشه ... .
پ.ن.2. این پست تلویحاً به نوع ادبیات آموزشی، تربیتی و تمثیلی خانواده ی ما اشاره داره که می تونه در آسیب شناسی فرزندان مورد توجه قرار بگیره.
می گه: چرا.
می پرسه: پس واسه چی رفسنجانیو گذاشتن؟
می گه: موندن توش. نمی دونن چی کار کنن دیگه. می گه: اینا الآن مث آدمی ان که جلو ملت ریده تو تنبونش. نه می تونن بکشن پایین، نه می تونن باش راه برن.
بریده ای از مکالمه ی امشب والدین محترم.
پ.ن. امیدوارم واقعاً همینی باشه که بابا می گه که اگه نباشه ... .
پ.ن.2. این پست تلویحاً به نوع ادبیات آموزشی، تربیتی و تمثیلی خانواده ی ما اشاره داره که می تونه در آسیب شناسی فرزندان مورد توجه قرار بگیره.
شنبه، تیر ۲۰
موسیو گلابی
فقط به خاطر داستان آخرش که شاهکار بود:
اما خدا وکیلی تو همین لینکم حتی اگه یه سری به کامنتا بزنین می بینین چه شدتی داره بلاهت این فمینیسم کورکورانه. کافیه بگی بالا چشتون ابرو، همه به پا می خیزن که باز ما مظلوم واقع شدیم، دیگه حالا مهم نیس که بعدش می خواستی از ابروئه تعریف کنی.
والا به خدا.
پ.ن. الآن که دارم می نویسم خودم متوجهم که حرفم یه جاهایی ابهام داره. تو رو خدا بفهمین خودتون منظورم چی بوده، نه حوصله ی اصلاح هست نه حال بحث.
جمعه، تیر ۱۹
آمارها و شعارها
من رأی نمی دهم، تو رأی نمی دهی، او رأی می آورد.
ما رأی دادیم، شما رأی دادید، او رأی آورد.
!
ما رأی دادیم، شما رأی دادید، او رأی آورد.
!
اشتراک در:
پستها (Atom)

