سه‌شنبه، تیر ۹

بیانیه ی شماره ی یک

سام د علیکم
زیاد وقتتونو نمی گیرم. صرفاً مزاحم شدم که عرض کنم خدمتتون دیروز پریروز بود که مامان بزرگمم بالاخره گف که "خدا ام انگار با ما نیس"؛ محض اطلاع. خواستم بدونین این خیلی واسم مهم بود اگه واسه شما نیس. بعید می دونم بتونین کمرنگ تر از این بشین و تو زندگی آدما دووم بیارین.
از ما گفتن بود.
ارادتمند سابق
بلاتکلیف فعلی
هانس

باز ما ماندیم و شهر بی تپش

آب ها از آسیا افتاده است
دارها برچیده، خون ها شسته اند
جای خشم و رنج و عصیان بوته ها
پشکبن های پلیدی رسته اند

کاشکی اسکندری پیدا شود

دوشنبه، تیر ۸

کلاً

و آدما کلاً دو دسته ان.

Break

متوجه شدم که به طور ناخودآگاه فکر می کردم که وقتی دستمو به صورتم می کشم محتویات و به طور کل خواص فیزیکیش به صورتم منتقل می شه و اصلاً انتظار عکسش رو نداشتم. این رو زمانی فهمیدم که بعد خشک کردم دستم با این خشک کن اتوماتیکا،سعی کردم صورتمو با دست کشیدن خشک کنم.
ضمناً من توی همون دسشویی برای اولین بار در زندگیم با یکی از این آبریزگاه سرپاییا که تو فیلم خارجیا هس آشنا شدم و مقادیر زیادی باهاش بازی کردم.
در مجموع می شه گفت یکی از مکاشفه آمیز ترین توالتایی بود که تا به حال تجربه کردم.

مصطفی

مذهب شوخی سنگینی بود؛ و من یک عمر مذهبی بودم، بی آن که خدایی داشته
باشم.

سهراب سپهری

بدون شرح

ایمان و امان به سرعت برق
می رفت که مؤمنان رسیدند

چهارشنبه، تیر ۳

اغتشاشات

و ما امروز متوجه شدیم که بستن مچ بند سبز یا مشکی و ایضاً پوشیدن پیراهنی به این رنگ ها در سطح شهر تهران غیر قانونی، موجب بازداشت موقت، بازرسی، بازجویی، تهدید، تعهد، تشکیل پرونده و در مواردی، بسته به شرایط روحی و جسمی دوستان ارسال به اوین می باشد.
در توجیه موارد فوق ذکر شده که:
- تو که سبز می پوشی بقیه ام سبز می پوشن.
- ما 20 روزه به خاطر این رنگ سبز خواب و آسایش نداریم.
- کلی از برادرای بسیجی ما رو این روزا تو خیابون کشتن، خوبه ما هم سیاه ببندیم؟
- من اول که دیدمت فک کردم مث داداشمی اما کارت دانشجویی تو که بررسی کردم فهمیدم قد گنجشک هم نمی فهمی. البته تقصیری نداری همه ی دانشجو ها همینن. این جمعی هم که می بینی فک نکن بی سوادیما، همه مون دانشگاه رفتیم یه زمانی.
- ببین الآن منافقا فعالن؛ ما همه رو می گیریم که ببینیم کیا منافقن. بعداً که می زنیمشون می گن منافق بودن.

نکته ی جالب توجه اینجاست که اکثریت قریب به اتفاق برادران بسیجی، سپاهی، یگان ویژه و گارد طبق اظهاراتی که اول صحبت هاشون دارن خودشون به موسوی رأی دادن، اما خب احمدی نژاد رأی آورده دیگه. و معتقدند حالا هرکی رئیس جمهور بشه، چه فرقی می کنه به حال ما.

جمعه، خرداد ۲۹

افتضاحات

به یادآوری دو تا از پست های قبلی بسنده می کنم:
1. هیچ وضعیتی بدترین وضعیت ممکن نیست، همیشه شرایط بدتری هم می تونه پیش بیاد.
2. ما به خرداد پر از فاجعه عادت داریم.

پ.ن. دلایل کافی وجود داره که جرج ارول در ایران زندگی می کرده و به نوعی به ماشین زمان هم دسترسی داشته.
پ.ن.2. و خداوند به هرکس اراده کند برتری و ولایت و عزت و قدرت و این حرفا می بخشد. به هر کس که اراده کند نه هرکس حقش باشه؛ دقت کن. همین ظرائفه که قرآن رو بزرگترین معجزه ی پیامبر می کنه.
پ.ن.3. گاهی به آسمان نگاه کن؛ مخصوصاً شبا که الله اکبر می گی. و ببین چی می بینی...
پ.ن.4. آه
پ.ن.5. باور کن قرار بود به همون یادآوریا بسنده کنم اما این جوری شد دیگه. هر کس اعتراضی داره از مجاری قانونی پیگیری کنه.

یکشنبه، خرداد ۲۴

انتحارات

برادران زحمت کش نیروی انتظامی، یگان مقتدر ویژه، بسیجی های فداکار و مزدوران و لباس شخصی های عزیز
سلام علیکم
ضمن تشکر و قدردانی از اقدامات عاجل و کوبنده ی شما در نابودی و ریشه کنی انسان نماهای دروغ گویی که طبق نقشه ی دشمن ادعای رأی به میرحسین موسوی را - که کذب محض است - مطرح می کنند، جسارتاً به اطلاع می رسانم که اوضاع و احوال ما و کشور نیازی به گاز اشک آور ندارد. در سال اصلاح الگوی مصرف به جای این مواد پرمصرف و گران قیمت از باتوم بیشتری استفاده کنید.

پ.ن. خدایا ما چه کردیم که این عاقبتمون شد؟

یکشنبه، خرداد ۱۷

انتخابات

بدبخت ملتی که بهترین آهنگ انتخاباتی صدا و سیماش موسیقی دزدان دریای کارائیبه.

شنبه، خرداد ۹

انتخابات

بی اندازه سخته مباحثه ی سیاسی با آدمی که گرچه هنوز تفاوت campaign و camping رو نمی دونه (و مدام تو صحبتاش از حقوق زنان و "کمپینگ یه میلیون امضا" حرف می زنه)، خودشو صاحب فضل و بینش بالای سیاسی تصور می کنه.

من "زر نزن بابا، فقط میرحسین" رو بهترین استدلال در چنین مواردی یافتم.

یکشنبه، خرداد ۳

Bearthday

ما به خرداد پر از فاجعه عادت داریم.

جمعه، اردیبهشت ۲۵

پژواک

جاده کجاست؟
...کجاست؟
...کجاست؟
....جاست؟
....جاست؟
......آست؟ *

-----------------------------------------------
غم دل با تو گویم غار
بگو آیا مرا دیگر امید رستگاری نیست؟
صدا نالنده پاسخ داد:
...ـاری نیست؟
...آری نیست؟
...آری نیست؟ **

==================================
* باب اسفنجی
** مهدی اخوان ثالث

یکشنبه، اردیبهشت ۲۰

آیا

گسترش روزافزون احساس بی تفاوتی نسبت به اطراف و اطرافیان، آدم ها و اتفاقات، دنیا و ما فیها و ... نشانه ی چیست آیا؟
این یعنی خوب یا یعنی بد؟

شنبه، اردیبهشت ۱۹

Empty

.As Life
پ.ن. زندگی خالی نیست؟ گه خوردی.

جمعه، اردیبهشت ۱۱

سوپر استار

رهای من کجاست؟

زمستان

جنگل در آستانه ی بی مهری خزان
من در کنار دره ی مرگ ایستاده ام
و
تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم
و
خنده اش خونی ست اشک آمیز
و
غیره

Eutopiown II

به نظر می رسد که اجتماع وقت، حوصله و انرژی در یک لحظه و در وجود کسانی که دوستشان داری چیزی شبیه به بازده صد در صدی ماشین کارنو باشد؛ ایده آل و غیر ممکن.
دنیای ایده آل؟ هه.

Eutopiown

زندگی مملو از آدم هایی ست که برایشان مهمی و برایت مهم نیستند؛
یا برایت مهم اند و برایشان اهمیتی نداری.
در یک دنیای ایده آل...

دوشنبه، اردیبهشت ۷

موشولینا

روند رو به رشد پیچیدگی های رپ فارسی - مخصوصاً محصولات "پروداکشن ساسی" و "لایو رکوردز" - وقتی مشخص می شه که تو یه روز مجبورم مفهوم موشولینا رو واسه سه نفر -اونم از قشر فرهیخته دانشجویان- توضیح بدم.

پ.ن. موشولینا با تمام نقاط قوت بارزی که داره باعث شد یه بار دیگه یاد ضعف پایان بندی بنیادی هنرمندای ایرانی بیفتم.

دینگ دینگ دینگ

1. آدما بالا سرشونو نگا نمی کنن، مگه وقتی که بلایی ازش بباره.

2. - چرا این همه اصرار داری با خدا حرف بزنی؟
- یه چیزی رو اعتراف کنم خانم وان دان؟ من اگه می شد همین حالا با خود هیتلر حرف بزنم این کارو می کردم. خدا یا هیتلر برای من فرقی نمی کنه. فقط دلم می خواد یکی شون جواب من رو بده.
- چه جوابی؟
- این که دو تایی شون دارن چه بلایی سر من میارن خانم وان دان.

3. اشمئزاز - انزجار - انفجار - انفعال. و بالعکس.

4.- خدا کی حرف می زنه خانم وان دان؟ این حرف های من صدای خدا نیست، فقط صدای خودمه.
- این خداست که همیشه حرف می زنه. گاهی با صدای خودش، گاهی با صدای ما. به خداوند ایمان داشته باش.
- من به همه چی ایمان دارم؛ به همه چی. حتی به این رادیو که هر شب می گه ما عاقبت زنده می مونیم، عاقبت از اینجا بیرون می آیم، عاقبت به روزی می رسیم که دیگه از هیچی نترسیم. اما من هر شب دلم می خواد به اون رادیو بگم که می ترسم؛ خیلی هم می ترسم. می خوام بهش بگم حالا هیجده سالمه و هیچ چی از زندگی نمی دونم؛ هیچ چی. شما می دونین هیچ چی یعنی چی خانم وان دان؟

5. خدایا

یکشنبه، اردیبهشت ۶

اخوان

هیچیم؛
هیچیم و چیزی کم.

بُردِرز

آن ها که قحبه را قهوه تلفظ می کنند حرمت هیچ یک را نگاه نمی دارند. و قص علی هذا.

سه‌شنبه، اردیبهشت ۱

استجابت

قطعاً رحیم است و حکیم خدایی که اجابت نمی کند این همه فریاد "عجل لولیک الفرج"ی را که سرویس خواهد کرد دهان از نیم بیشتر در دهندگانش اگر محقق شود.

دوشنبه، فروردین ۳۱

Immunology

از بیماری ای که grave disease نام دارد چه انتتظاری می توان داشت؟ از بیمار مبتلا به این بیماری چطور؟